دوشنبه ۰۹ اسفند ۱۳۹۵ ساعت ۰۳:۲۱

آخرین بروز رسانی03:05:16 AM GMT

محل تبلیغات شما

داستان کوتاه

  تاریخچه داستان کوتاه :

داستان نويسي به شيوه مورد بحث، از قرن نوزدهم در بين ملل اروپايي و آمريكايي ظهور كرد. پس عمري چندان طولاني ندارد اما داستان گويي عمري بسيار طولاني تردارد    و چنانكه فورستر اشاره مي كند؛ به زماني بر مي گردد كه انسانها ي اوليه شبها به هنگام خوردن گوشت شكار، وقايع روزانه را براي هم تعريف مي كردند1 .

آلن پو(1849-1809) و گوگول (1852-1809) را پدران داستان نويسي كوتاه مي دانند؛ آلن پو اولين بار    داستان كوتاه را تعريف كرد و با نوشتن داستانهاي كوتاه «مرگ سرخ» و «آوار خانه آشر»كوتاه نويسي را آغاز كرد. گوگول نيز داستانهاي كوتاه واقع گرايانه مي نوشت و داستان «شنل» او را آغازگر سبك واقع گرايي دانسته اند و اشاره ي داستايوسكي به داستان «شنل» او ناظر به همين معناست كه:همه ي ما از زير شنل گوگول بيرون آمده ايم2.

چنانكه گفته شد اين نوع داستان نويسي در قرن نوزدهم شكل گرفت. «در اوايل همين قرن سالنامه ها و جنگهاي ادبي وسيله اي در اختيار خوانندگان گذاشت تا خود را از راه داستان كوتاه به خوانندگان معرفي كند. از اين رو در قرن نوزدهم داستان هاي  كوتاه بيش از زمانهاي ديگر نوشته شد؛ زيرا منظوري بهتر ازاين داشت كه طي يك رمان طولاني فقط به علاقه ي خواننده تلنگر بزند و آن را  تحريك كند.3 » بعد از گوگول و آلن پو، تاثير دو نويسنده بعدي؛ يعني «گي دو موپاسان» و «آنتوان چخوف» برنويسندگان بعد از خود بسيار چشمگير است. نويسندگان بزرگ ديگري چون او. هنري، جيمز جويس، ارنست همينگوي، سالينجر، فالكنر نيز از پيشكسوتان اين نوع داستان نويسي به شمار  مي آيند.

در قرن بيستم پيشرفت صنعت و زندگي ماشيني وقت و فراغت زيادي براي  خوانندگان باقي نگذاشت تا به رمان خواني اشتياق نشان دهند بر اين اساس نهضت كوتاه نويسي كوشيد تا با پرداخت داستانهاي كوتاه مانع از آن شود كه خوانندگان از داستان خواني فاصله بگيرند؛  بدين گونه داستانهاي زيادي با اين فرم نوشته شد.


 

مبانی داستان کوتاه نویسی:

 داستان نویسی بر خلاف داستان گویی ، تاریخ دور و درازی ندارد. اگر عمر داستان گویی به دوره غار نشینی انسا نهای اولیه - كه لابد، همان طوركه فورستر به آن اشاره می كند، شبها هنگام خوردن گوشت شكار، وقایع روزانه رابرای هم تعریف می كرده اند- برمی گردد، [1] تاریخ داستان نویسی فقط به كمتر از چهار قرن پیش می رسد. رمان نویسی به شیوه كلاسیك و امروزی آن اوایل قرن هفدهم و با رمان معروف دن كیشوت اثر سروانتس زاییده شد. داستان كوتاه اما از رمان هم جوان تر است و هم عمرآن كوتاه تر. در واقع نخستین داستان های كوتاه اوایل قرن نوزدهم خلق شدند. با این حال رد پای داستان كوتاه را دیرتر هم می توان یافت: قرن چهاردهم میلادی و در دكامرون اثر بوكاچیو و نیز قصه های كانتر بری نوشته چاسر . در ایران و در قرن هفتم هجری گرچه حكایات گلستان سعدی از جهت كوتاهی و وحدت موضوع به آن چه كه امروزه به آن داستان كوتاه می گویند كم شباهت نیست، اما این قصه ها وحكایات با همه اهمیت واعتبارشان به دلیل عدم شخصیت پردازی نمی توانند داستان كوتاه - به مفهوم امروزی آن- تلقی شوند. اوایل قرن نوزدهم بود كه ادگار آلن پو ( 1849-1809) در امریكا و نیكلای واسیلی یوویچ گوگول (1852-1809 ) در روسیه چیزی را بنیاد نهادند كه اكنون داستان كوتاه نامیده می شود.
گوگول را پدر داستان كوتاه هم گفته اند. پو اما نخستین نظریه پرداز این فرم ادبی است . با این حال درونمایه های نوشته های این دو ، به هیچ روی مشابه هم نیست . پو آگاهانه می كوشید تا به هر شیوه ممكن عنصر تأثیر گذاری را در داستانهایش - حتی به بهای مخدوش كردن واقعیت تقویت كند. او دراین كارچنان اصرار می ورزید كه بسیاری از داستان هایش ناگزیر فاصله بعیدی از واقعیت پیدا می كردند. دلهره، حوادث و ماجراهای غیرعادی همراه با تعلیق های قوی و هیجان آور از ابزارهای معمول سبك داستان نویسی او محسوب می شوند. از این جهت گوگول نقطه مقابل اوست. داستانهای گوگول كه سرمشق نویسندگان بعدی و حتی معاصرش می شدند، برای اولین بار به طرز شگفت آوری واقعی و ملموس بودند. گوگول شخصیت های داستان هایش را از میان مردم فقیر و عادی برمی گرفت. كاری كه آن زمان مرسوم نبود. اشارت یكی از نویسندگان معروف پس از او به او و داستان شنل اش ناظر به همین معنا است: " همه ما از زیر شنل گوگول بیرون آمده ایم." [2] در واقع این جمله هم به پیش كسوت بودن گوگول اشارت دارد و هم نشان دهنده تبعیت نویسندگان روس است از او، در شیوه وسبك واقع گرایی. پس ازاین دو گی دوموپاسان ( 1893-1850) فرانسوی و آنتون چخوف ( 1904 - 1860 ) روسی داستان كوتاه را به طرز شایسته ای تكامل بخشیدند. تأثیراین دو بر نویسندگان پس از خود به حدی بود كه برخی تا همین اواخر نویسندگان معاصر داستان كوتاه را به دو طیف مستقل تقسیم می كردند. طیفی كه به شیوه چخوف روسی در نوشتن معتقد بود و دیگری كه خود را متأثر از موپاسان فرانسوی می دانست.[3]
علت اصلی تمایز این دو در چیزی است كه طرح یا پیرنگ (PLOT ) نامیده می شود . چخوف و موپاسان هر دو به واقعیت و واقع گرایی اهمیت زیادی می دادند اما داستانهای چخوف غالبا فاقد طرح پیچیده و گره افكنی های معمول دو نویسنده معروف پیش از خود - گوگول و پو - بود، موپاسان اما به طرح و هیجان انگیزبودن ساختمان قصه هایش بهای زیادی می داد تا آنجا كه گاه باور پذیر بودن داستان هایش را فدای تأثیر گذار بودن آنها می كرد. سامرست موام نویسنده ومنتقد انگلیسی ( 1955-1874 ) به عنوان نمونه به داستان گردنبند او اشاره می كند كه به عقیده او در این داستان موپاسان محتمل بودن ماجرا را فدای تأثیر گذاری قصه كرده است.[4]
نكته جالب توجه در این خصوص این است كه چخوف گفته است موپاسان را سرمشق خود درنویسندگی می داند . موام پس از ذكر این جمله می گوید: اگر خودش این جمله را به ما نگفته بود، هرگز آن را باور نمی كردم."[5] تأثیر چخوف بر دو تن از برجسته ترین داستان نویسان پس ازخود یعنی كاترین منسفیلد (1923-1888) انگلیسی و شرود اندرسن ( 1941-1876) آمریكایی بیش از دیگران بود. این دومی به پیروی از چخوف سادگی در طرح را به نهایت رساند. اندرسن كوشید تا داستان كوتاه را از قید و بند نقل ماجرا و طرح وقایع پیچیده و هیجان آور رها سازد. كارهای او نمونه های روشنی از سادگی درطرح و پرداخت به شمار می روند. شیوه او را نویسنده هم تبارش ارنست همینگوی (1961-1899) با خلق داستانهای زیادی در این سبك به كمال رساند. همینگوی با كم رنگ كردن عنصر طرح در داستان به عنصر گفت و گو اهمیت بیشتری داد. قصه های او هر چند در نداشتن طرح پیچیده به كارهای چخوف شبیه بودند اما درونمایه آنها كه برابهام و ایهام بنیاد گذاشته شده بودند با داستانهای ساده و روان چخوف قرابتی نداشتند. اگرمكتب چخوف به همینگوی منجر شد، شیوه داستان نویسی موپاسان به اُ. هنری یا ویلیام سیدنی پورتر (1910-1862) انجامید. داستان های اُ. هنری اگرچه معمولا پیام مهمی برای خواننده ندارند اما شیرین و خواندنی اند. پایان های غا فلگیر كننده و ساختمان پر كشش آنها در نوع خود بی نظیر است.
جزاینها داستان نویسان معتبری چون هنری جیمز ( 1916-1863) ، دی. اچ . لارنس (1930- 1885) ویلیام فاكنر ( 1962- 1867) ، جیمز جویس (1941- 1882) ، و ویرجینیا وولف ( 1941-1882) نیزسهم زیادی در گسترش هنر كوتاه نویسی داشتند. این سه نفر آخر با خلق شیوه ای كه بعدها به جریان سیال ذهن معروف شد داستان نویسی را به عرصه تازه ای كشاندند. در واقع با آغازقرن بیستم میلادی داستان كوتاه تنوع و اوج بیشتری یافت. داستان كوتاه همگام با تحولات اجتماعی و سیاسی و پیدایش دیدگاه های جدید فلسفی به انسان و موقعیت او در برابر هستی ، اكنون بارورتر از همیشه است. داستانهای نویسندگان امروز با پیشرفت شگفتی كه در تكنیك و زبان برآنها رفته است ، فاصله بعیدی با قصه های پو و گوگول یافته اند. فاصله ای كه به اندازه آدمهای میانه قرن نوزدهم است با آدمهای دهه پایانی قرن بیستم. یكی از قله های بلند داستان كوتا- نویسان معاصر بی تردید نویسنده برجسته وخلاق آمریكایی جروم دیوید سالینجر (-1919 ) است . سالینجر گرچه كارخود را با رمان ناتور دشت (1951) آغاز كرد اما داستانهای كوتاه و بی نظیر او كه در نشریات معتبرآمریكایی به چاپ می رسیدند خبر از قصه نویس آگاه وتوانایی می دادند كه در كوتاه نویسی یاد آور همینگوی ، مارك تواین (1910 - 1835) و رینگ لارد نر (1933-1885) بود. شیوه بدیع و كم نظیر او درگفتار نویسی همراه با عمق ا ندیشه های فلسفی تنیده درآثارش او را به سرعت در ردیف نویسندگان كلاسیك آمریكایی قرار داد .
راه یافتن مفهومی به نام" سرعت" در زندگی انسان معاصر كه خود حاصل فن آوری لجام گسیخته و پیشرفت حیرت آور دانش تجربی در دهه پایانی قرن بیستم است، انسان را در گردابی از مشكلات اجتماعی / فلسفی افكنده كه هنر - به مفهوم عام آن - بازتاب این دشواری هاست . در این میان هنرداستان نویسی ، هم در معنا و هم در صورت بیشترین تأثیر را پذیرفته است. در زمانه ای كه فرصت فراغت برای انسانها به شدت محدود شده است، داستان كوتاه هم ناگزیر است به سبك ها و شیوه های تازه ای كه هماهنگ باروح زمانه است رو بیاورد. نهضت مینیمالیسم - كه می كوشد تا حد امكان توصیف ، شرح جزئیات و تفسیر صحنه ها را از چارچوب داستان حذف كند - پاسخی طبیعی به موقعیت و شرایط پیچیده زندگی انسان معاصر است .
ظهور نویسندگان متفكری چون جان آپدایك( -1932)، ریموند كارور(1988-1938) ، كازوا ایشی گورو(-1954)، دونالد بارتلمی( -1933) و دیگران پیش و بیش از هر چیز به این نكته اشارت دارد كه داستان نویسی و به ویژه كوتاه نویسی همچنان در دل زندگی امروز حضوری جدی دارد. این "حضور" گرچه شب ها و به هنگام خوردن گوشت شكار و در جوار شعله های آتش نیست و اغلب در آسمان خراش های چندین طبقه رخ می دهد اما به نظر می رسد از همان جنس است.


 درباره داستان کوتاه:

داستان کوتاه گونه‌ای از ادبیات داستانی است که نسبت به رمان یا داستان بلند حجم کم‌تری دارد و نویسنده در آن برشی از زندگی یا حوادث را می‌نویسد درحالی که در داستان بلند یا رمان، نویسنده به جنبه‌های مختلف زندگی یک یا چند شخصیت می‌پردازد و دستش برای استفاده از کلمات باز است. به همین دلیل ایجاز در داستان کوتاه مهم است و نویسنده نباید به موارد حاشیه‌ای بپردازد.

داستان کوتاه قالبی از نوشتار روایی منثور است که با تعداد جملاتش از سایر قالب‌های همانندش متمایز می‌شود و نیز با نیت نویسنده اش که آیا می‌خواسته داستانی کوتاه بنویسد (یا مثلاً یک رمان کوتاه). این قالب نوشتاری ممکن است بزرگ هم باشد و درکل می‌توان گفت که اجماعی در این مورد وجود ندارد. داستان کوتاه به داستان‌هایی گفته می‌شوند که کوتاه تر از داستان‌های بلند باشند. تعیین طول قطعی یک داستان کوتاه مساله ساز است. یک تعریف کلاسیک از طول یک داستان کوتاه این است که طول داستان کوتاه به قدری باید باشد که بتوان آن را در یک نشست خواند. ولی استفادهٔ معاصر از عنوان داستان کوتاه گاهی شامل نوشتارهای داستانی ای (fiction) می‌شود که گاهی بالغ بر ۲۰۰۰۰ کلمه دارند. البته درعمل طول یک داستان کوتاه بستگی به کشوری دارد که آن داستان آنجا منتشر می‌شود. مثلاً در ایالات متحده یک داستان کوتاه می‌تواند بالای ۱۰۰۰۰ کلمه داشته باشد (که آنها را «داستان کوتاه بلند» یا «long short stories» می‌نامند) درحالیکه در بریتانیا متوسط تعداد کلمات داستان‌های کوتاه حدود ۵۰۰۰۰ کلمه‌است و در استرالیا کم داستان کوتاهی بیش از ۳۵۰۰ کلمه دارد. گرچه داستان‌های کوتاهی نیز هستند که تنها چندصد کلمه دارند (که آنها را اغلب «روایت کوچک» یا «micro narratives» می‌نامند)، خوانندگان معاصر داستان کوتاه انتظار دارند که داستان کوتاهی که می‌خوانند حداقل ۱۰۰۰ کلمه را داشته باشد. داستان‌های کوتاه اغلب قالبی از ادبیات داستانی هستند. قالب اکثر داستان‌های کوتاه منتشر شده، نوشتار داستانی ژانری (genre fiction) هستند: داستان علمی (science fiction)، داستان رعب آور (horror fiction)، داستان کارآگاهی (detective fiction) و امثال اینها. داستان کوتاه قالب‌های غیرداستانی (non-fiction) مانند سفرنامه، شعر منثور (prose poetry) و نسخه‌های پست مدرن قالب‌های داستانی و غیرداستانی مانند داستان- نقد (ficto-criticism) یا روزنامه نگاری نوین (new journalism) را نیز دربرمی گیرند. داستان‌های کوتاه ادبی که طولشان از طول یک داستان کوتاه معمول (حتا «داستان کوتاه بلند») متجاوز باشد، اغلب رمان کوتاه (novella) نامیده می‌شوند و اثرهای طولانی تر (اغلب بیش از ۴۰۰۰۰ کلمه) را رمان می‌نامند.

تبدیل رمان به داستان کوتاه کاری دشوار است و با تمرین و ممارست قابل انجام است اما تبدیل داستان کوتاه به رمان علاوه بر دشواری نیاز به خلاقیت نیز دارد تا نویسنده شخصیت‌ها و فضاهای جدیدی خلق کند. برخی رمان‌ها در ابتدا به صورت طرح در ذهن نویسنده شکل می‌گیرند و گاهی به صورت داستان کوتاه نوشته می‌شوند و سپس به صورت رمان درمی آیند اما بعضی دیگر از رمان‌ها مرحله تبدیل از داستان کوتاه به رمان را طی نمی‌کنند و نویسنده از همان ابتدا کل رمان را به صورت فهرست بخش‌های مختلف در نظر می‌گیرد.


داستان کوتاه نویسان معروف جهان عبارتند از:

آنتوان چخوف
نیکلای گوگول
ارنست همینگوی
خورخه لوئیس بورخس
ساموئل بکت
ویلیام اُ هنری
گی دو موپاسان
جروم دیوید سالینجر
ریموند کارور

داستان کوتاه نویسان معروف ایران عبارتند از:

 صادق چوبک
صادق هدایت
رسول پرویزی
صمد بهرنگی
محمد محمدعلی
محمد علی جمال زاده


داستانک:

داستانک یا داستان کوتاه کوتاه به داستانی بسیار کوتاه گفته می‌شود که شامل یک صفحه یا حتا چند کلمه یا سطر است.

برای تبدیل داستان کوتاه به داستانک لازم است که نویسنده بخش اصلی داستان کوتاه را در نظر بگیرد و آن را خلاصه کند. داستانک از طرح اولیه‌ای که برای نوشتن یک رمان و یا داستان کوتاه در ذهن نویسنده شکل می‌گیرد هم کوتاه تر و خلاصه تر است. ایجاز مهم ترین صنعت ادبی در نوشتن داستانک است و نویسنده‌ای که می‌خواهد داستانک بنویسد حتما باید از نحوه ایجاز اطلاع داشته باشد تا با چیدن درست و مناسب کلمات داستانک را شکل دهد.


انواع داستانک:

داستان کوتاه کوتاه: زیر ۲۵۰ کلمه.
داستان‌ برق‌آسا: (Flash Fiction). بین ۲۵۰ تا۷۵۰ کلمه.
داستان ناگهانی: (sudden fiction). حجم داستان‌های ناگهانی از داستان برق‌آسا بیشتر است اما از داستان کوتاه کمتر و حداکثر ۱۷۵۰ تا ۲۰۰۰ کلمه‌است.
از اين پس هر هفته يك داستان كوتاه در همين صفحه به معرض عرض شما دوستان عزيز گذاشته ميشود ، عزيزاني كه در زمينه داستان كوتاه تجربه دارند ميتوانند داستانهاي خود را بصورت تايپ شده براي سوتك ايميل كنند تا به نام خودشان در اين صفحه درج شود...
 
 
شماره عنوان مطلب نویسنده بازدیدها
1 تلفن-نینا گلستانی admin1 3324
2 آینه - نینا گلستانی admin1 2553
3 خانواده اي كه از هم پاشيد - يي.بي.وايت admin2 2142
4 خرگوشهايي كه همه فتنه ها زير سر آنها بود - جيمز تربر admin2 2593
5 آن طرف كوچه admin2 2713
6 صدا - نينا گلستاني admin2 3095
7 يك داستان زن پسند - حسين مرتضاييان آبكنار admin2 5649
8 داستان کوتاه - آرزو admin1 2865
9 مثل هميشه - ميترا الياتي admin2 1910
10 دو دانه در خاک MahMon 2857
11 سگ دانا MahMon 2876
12 بالهايت را کجا جا گذاشتي؟ MahMon 2179
13 زندگی مثل یک چای است MahMon 2673
14 امید MahMon 2456
15 زندگی MahMon 2528
16 سكوي خالي - رضا اميري admin2 3187
17 استاد MahMon 2367
18 آتش امید MahMon 2205
19 e-mail اشتباه MahMon 4063
20 آرزو MahMon 2415
21 معنای دوم عشق MahMon 3188
22 فرمانروا و سردار MahMon 2108
23 قدرت کلمات MahMon 2441
24 قضاوت عجولانه MahMon 3610
25 کوتاه اما پر معنا MahMon 4244
26 کرم شب تاب MahMon 8126
27 گوشه ای از آسمان MahMon 2193
28 لیوان را زمین بگذار MahMon 2165
29 موهبت بخشیدن شادی MahMon 2510
30 نامه ای به خدا MahMon 2993
31 نیکی و بدی MahMon 2460
32 معجزه MahMon 2254
33 دو دوست MahMon 3270
34 حکایت خورشید و باد MahMon 2262
35 داستان معنوی MahMon 3888
36 دانه می کارم تا صبوری بیاموزم MahMon 1941
37 يادبود پسري که هاروارد به او اهميت نداد!!! admin1 1833
38 معلّم کلاس اول admin1 3588
39 داستانهاي عجيب - حمله قلبی خفیف admin2 2268
40 داستانهاي عجيب - آیا خدا همه چیز را خلق کرد؟ admin2 2291
41 داستانهاي عجيب - ادیسون admin2 2752
42 داستانهاي عجيب - چك آپ admin2 2227
43 داستانهاي عجيب - گوژپشت admin2 2063
44 داستانهاي عجيب - قندان ! admin2 3771
45 داستانهاي عجيب - فرزندان admin2 2401
46 داستانهاي عجيب - دوستی admin2 3657
47 داستانهاي عجيب - نشونه ای از طرف خدا admin2 2911
48 داستانهاي عجيب - جان بلاکارد admin2 2312
49 داستانهاي عجيب - تسویه حساب admin2 2013
50 داستانهاي عجيب - تخت شماره 11 admin2 2119

صفحه 1 از 2

خواب هایی را که دیده اید تعریف کنید !

محل تبلیغات شما