جادو
|
منوچهر مطيعي تهراني گويد :چنان چه در خواب جادو و جادو گر ببينيد با توجه به باور و ناباوري خودتان مي توانيد تعبير آن را بيابيد. ما به طور کلي براي جادو گران قيافه اي زشت و کريه قائليم. اين جماعت چون فعل باطل دارند نمي توانند چهره اي روحاني و آسماني و فرشته سان داشته باشند پس ديدن جادوگران در خواب ميمون نيست و بيننده خواب در فرداي بيداري بهتر است صدقه بدهد. حضرت امام صادق مي فرمايد : که جادو در خواب فتنه و دروغ است. لوک اويتنهاو مي گويد : جادوگر: زندگي نا معلوم ، کارو کوششي سخت
1ـ اگر خواب ببينيد جادو شده ايد ، علامت آن است كه اگر نسبت به اعمال خود دقت بيشتري به خرج ندهيد در معرض آلوده شدن به گناهي قرار خواهيد گرفت ، بايد به پند بزرگترها گوش فرا دهيد . 2ـ اگر خواب ببينيد در مقابل جادو شدن مقاومت مي كنيد ، علامت آن است كه بخاطر نيروي تعقل و بصيرت ، همه به دنبال شما خواهند آمد . 3ـ اگر خواب ببينيد مي كوشيد ديگران را جادو كنيد ، نشانة آن است كه دچار دردسر و پريشاني خواهيد شد . |
// //



ممنون ازسايت خوبتون
سلام من خواب دیدم در خانه ای جدید وارد شدم بسیار بزرگ و قدیمیه اثاثیمونم بردیم و جادوگری زشت اونجاست البته خودش رو عارف معرفی میکنه من میکشمش اما پیش بینی کرده جنگ میشه وتو یا پدرت به اسارت میرید که جنگ شد و من کلی ترسیدم
سلام، من خواب دیدم یه برادر هم سن دارم. هر دو تامون خیلی زیبا شدیم. من و برادرم جادو گر شدیم.برادرم بدس جادو گرای دیگه میوفته
من هم میگیرن. برادرم با چوب دستی نجاتمون میده.
هر دو تا مون جادو گر خوبی بودیم.
من خواب دیدم یکی میخواد طلسمم کنه منم دنبال راهی ام ک نتونه اینکارو کنه ….. من خیلی میترسم
سلام.من خواب دیدم با چند نفر به یک سفر بیرون شهری رفتیم که بر می خوریم به تعدادی مار.که سه تا از آنها به جادوگر تبدیل می شوند و دنبال من کردند.من با آنها مبارزه کردم و دو تا را شکست دادم ولی سومی که یک مار زرد رنگ بود و به جادوگر تبدیل شده بود را نتوانستم شکست بدهم.
من دیدم جادوگر اومده خونه قدیمیمون منم میگفتم چرا اینو راه دادین این جادوگره من فک میکردم میخواد خواهر و دختر خالمو جادو کنه خیلی بد بود
سلام.دختری هستم 19ساله که سه ماه است عقد کرده ام.دیشب خواب دیدم مادرشوهرم و یکی دونفر دیگر ک نمیشناختم و یادم نیست اصرار کردند برویم پیش فلان پیرزن و کمی بخندیم.او خانه کوچکی داشت و در محوطه پر از علف و درخت بود.موهای سفیدی داشت و معمولا پتو روی خودش داشت.کمی گفتند و خندیدند،اما من ساکت بودم و از او میترسیدم که مبادا با جادو بمن آسیب رساند.بعد یک سری اتفاقات افتاد که من حس میکردم مجبورهستم بظاهر یا او خوشرفتار باشم و جلوی خانه اش با همسرم رد شدم و برایش دست تکاندم و او لبخن میزد و جوانتر و زیباتر شده بود.بعد بدنبال ما آمد و عکس های مراسم ازدواجم و مادرم را داشت و اصرار میکردم تا آنها را حذف کند.البته فقط یک عکس عروسی مادرم بود بقیه اش مال خودم بود. و همسرم هم اصرار کرد و او راضی شد فقط عکس های بی حجاب مرا حذف کند و انگار بمن علاقمند شده بود و دوست دلشت داشته باشد عکس ها را.و من همچنان از او میترسیدم و وحشت زده از خواب بیدار شدم.من در بیداری و موقع مراسم ازدواجم هم نگران بودم ک عکس ها دست هیچکس نیفتد.
خواب دیدم خانه مادرشوهر بودم لباسی داد به من که بشورم داشتم جیب لباس را می دیدم که اگر چیزی بود بردارم 2جادو درآن بود تعبیر آن چیست ممنون