جمعه, ژوئن 26, 2026

جوک جدید 1

یه روز یه پیرمردی عزرائیل رو می بینه که داره از دور میادطرفش. ازترس جونش فرارمی کنه می ره داخل یه مهد کودک کنار بچه ها می شینه شروع می کنه به بیسکویت خوردن. 
عزرائیل میادپیشش ومیگه: داری چیکار می کنی؟ 
پیرمرد با صدای بچه گانه میگه: دارم قاقا میخورم. 
 عزرئیل میگه: پس قاقاتو بخور بریم دَدَر.

یک پاسخ بگذارید

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید

مقاله قبلی
مقاله بعدی
مقالات مرتبط

آخرین مطالب

نظرات اخیر