| ردیف |
نام فارسی
|
معنی اسم
|
| 1 |
ماتیار |
مادیار، کمک کننده به مادر ، یار مادر ، مرکب از ماد مخفف مادر بعلاوه یار |
| 2 |
ماخ |
از شخصیتهای شاهنامه، نام سخندانی پیر و مرزبان هری و از راویان شاهنامه |
| 3 |
مادیس |
نام پادشاه سکائیان |
| 4 |
ماراسپند |
کلام مقدس، نام فرشته نگهبان آب، نام روز بیست و نهم از هر ماه شمسی در ایران قدیم |
| 5 |
ماراسفند |
ماراسپند |
| 6 |
ماروسپند |
از شخصیتهای شاهنامه، نام سردار شیرویه پسر خسروپرویز پادشا ساسانی |
| 7 |
مازیار |
پسر قارون ، از سپهبدان مازندران در قرن سوم که علیه خلیفه بغداد شورش کرد |
| 8 |
ماکان |
نام پسر کاکی از حکام مزندران در قرن چهارم |
| 9 |
مانای |
سرکرده پارسیان در زمان سلطنت دیوکس پادشاه ماد |
| 10 |
ماندا |
علم دانش ادارک شناخت – مندائیان مذهب مردمی صنعتگر و هنرمند ساکن جلگه خوزستان و حاشیه رود کارون است که در قرآن از آنان به صائبین نام برده شده است. |
| 11 |
مانی |
نام بنیانگذار آیین مانوی |
| 12 |
ماه برزین |
دارای شکوهی چون ماه |
| 13 |
ماه بنداد |
نام یکی از بزرگان زمان انوشیروان پادشاه ساسانی |
| 14 |
ماه فرزین |
نام پدر به آفرید |
| 15 |
ماه گشسپ |
نام پسر بهرام گور پادشاه ساسانی |
| 16 |
ماه مهر |
مرکب از ماه + مهر( محبت یا خورشید)، نام پدر ماهیار در زمان بهرام گور پادشاه ساسانی |
| 17 |
ماهان |
روشن و زیبا چون ماه، نام شهری در استان کرمان، نام پدر سهل از بزرگان مرو بنا به بعضی از نسخه های شاهنامه |
| 18 |
ماهداد |
داده ماه، نام شخصی که اردشیر پادشاه ساسانی او را به مقام موبدان موبدی برگزید |
| 19 |
ماهو |
نام حاکم سیستان در زمان یزگرد پادشاه ساسانی |
| 20 |
ماهو |
از شخصیتهای شاهنامه، نام مرزبان مرو در زمان یزدگرد پادشاه ساسانی |
| 21 |
ماهونداد |
نام پدر دستور آذرباد از موبدان |
| 22 |
ماهیار |
دوست و یاور ماه، از شخصیتهای شاهنامه، نام زرگری در زمان بهرام گور پادشاه ساسانی |
| 23 |
مدریک |
پسر تیز هوش ، انسان فهیم ، کسی که درک می کند |
| 24 |
مدیوماه |
نام پسر عموی زرتشت |
| 25 |
مرداس |
از شخصیتهای شاهنامه، نام پادشاهی پرهیزکار و بخشنده از دشت سواران ونیزه گزار و پدر ضحاک |
| 26 |
مردافکن |
آن که مردان را به زمین می زند و شکست می دهد، قوی و زورمند، نام یکی از بزرگان ایران |
| 27 |
مردان شه |
شاه مردان، از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از چهار پسر شیرین و خسروپرویز پادشاه ساسانی |
| 28 |
مرداویج |
مرد آویز نام سرسلسله امرای زیاری در قرن چهارم و پنجم |
| 29 |
مردو |
از شخصیتهای شاهنامه، نام باغبان خسروپرویز پادشاه ساسانی |
| 30 |
مزدا |
در ادیان ایرانی، خداوند |
| 31 |
مزدک |
از شخصیتهای شاهنامه، نام مردی خردمند و آورنده آیین مزدکی |
| 32 |
مسباد |
از نامهای دوران هخامنشی |
| 33 |
مشکان |
مشک(سنسکریت) + ان(فارسی) مشک( ماده ای معطر) + ان( نشانه جمع فارسی)، نام ناحیه ای در همدان، نام پدر ابونصر صاحب دیوان رسالت محمد غزنوی و استاد ابوالفضل بیهقی |
| 34 |
مکابیز |
مگابیز، نام یکی از سرداران داریوش پادشاه هخامنشی |
| 35 |
مگابیز |
نام یکی از سرداران داریوش پادشاه هخامنشی |
| 36 |
منجیک |
نام شاعر ایرانی قرن چهارم، منجیک ترمذی |
| 37 |
مندا |
علم دانش ادارک شناخت – مندائیان مذهب مردمی صنعتگر و هنرمند ساکن جلگه خوزستان و حاشیه رود کارون است که در قرآن از آنان به صائبین نام برده شده است. |
| 38 |
مندی |
از نامهای امروزی زرتشتیان |
| 39 |
منشور |
از شخصیتهای شاهنامه، نام پهلوان تورانی در سپاه افراسیاب تورانی |
| 40 |
منوچهر |
در اوستا آن که از نژاد منوش است |
| 41 |
منوش |
از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر پشنگ و نوه دختری ایرج از پادشاه پیشدادی، نام یکی از ناموران قدیم که امروزه در اوستا اسمی از او نیست |
| 42 |
منوشان |
از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از فرمانروایان دلاور ایرانی که از سپاهیان کیخسرو پادشاه کیانی بود |
| 43 |
منوشچهر |
منوچهر |
| 44 |
موتا |
نام یکی از سرداران دیلمی |
| 45 |
مهان |
بزرگان |
| 46 |
مهباد |
مرکب از مه( بزرگ) + یاد( بد، پسوند اتصاف)، نام یکی از سرداران هخامنشی |
| 47 |
مهبد |
مهبود- سرور ماه،کناییه از کسی که زیباییش از ماه بیشتر است – از شخصیتهای شاهنامه، نام وزیرانوشیروان پادشاه ساسانی که به ریختن زهر در غذای او متهم و کشته شد |
| 48 |
مهبود |
مهبد- سرور ماه،کناییه از کسی که زیباییش از ماه بیشتر است – از شخصیتهای شاهنامه، نام وزیرانوشیروان پادشاه ساسانی که به ریختن زهر در غذای او متهم و کشته شد |
| 49 |
مهداد |
داده ماه |
| 50 |
مهرآزاد |
مرکب از مهر( محبت یا خورشید) + آزاد(رها) |
| 51 |
مهراب |
دوستدار آب،از شخصیتهای شاهنامه، نام پادشاه کابل از نوادگان ضحاک در زمان حکومت سام نریمان و پدر رودابه مادر رستم پهلوان شاهنامه |
| 52 |
مهراد |
بخشنده بزرگ اسم زیبای فارسی |
| 53 |
مهراز |
راز بزرگ |
| 54 |
مهراس |
از شخصیتهای شاهنامه، نام موبدی رومی و نماینده قیصر روم در دربار انوشیروان پادشاه ساسانی |
| 55 |
مهراسپند |
ماراسپند، کلام مقدس، نام فرشته نگهبان آب، نام روز بیست و نهم از هر ماه شمسی در ایران قدیم |
| 56 |
مهرام |
ماه آرام |
| 57 |
مهران |
مرکب از مهر( محبت یا خورشید) + ان( پسوند نسبت)، از شخصیتهای شاهنامه، نام پدر اورند سردار ایرانی در زمان انوشیروان پادشاه ساسانی |
| 58 |
مهران ستاد |
از شخصیتهای شاهنامه، نام موبدی خردمند و راد و جهاندیده در درگاه انوشیروان پادشاه ساسانی |
| 59 |
مهربد |
مرکب از مهر( خورشید) + بد( پسوند اتصاف) |
| 60 |
مهربرزین |
از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از سرداران بهرام گور پادشاه ساسانی |
| 61 |
مهربنداد |
از شخصیتهای شاهنامه، نام مردی در زمان بهرام گور پادشاه ساسانی |
| 62 |
مهرپویا |
آن که در راه مهر و محبت قدم برمیدارد |
| 63 |
مهرتاش |
مهر(فارسی) + تاش(ترکی) همتای مهر |
| 64 |
مهرداد |
داده خورشید |
| 65 |
مهردار |
دارنده مهر و محبت |
| 66 |
مهرسام |
پسر خونگرم و مهربان ، مرکب از مهربه معنای مهربانی یا خورشید و سام به معنای آتش است. |
| 67 |
مهرشاد |
شادمهر، مرکب از شاد(خوشحال) + مهر( محبت یا خورشید) ،نام شهر یا مکانی در نیشابور |
| 68 |
مهرماه |
مرکب از مهر( محبت و دوستی) + ماه، نام پسر ساسان |
| 69 |
مهرنرسه |
نام پسر ورزاک از خاندان ساسانیان |
| 70 |
مهرنیا |
از نسل خورشید ، زیبا و درخشان |
| 71 |
مهریاد |
یادگار خورشید ، مرکب از مهر و یاد |
| 72 |
مهریار |
دوست و یار خورشید |
| 73 |
مهزیار |
نام پدر علی بن مهزیار ،که توفیق ملاقات با امام زمان را به دست آورد.مقبره ایشان در شهر اهواز است |
| 74 |
مهست |
بزرگترین و مهمترین، نام پسر داریوش پادشاه هخامنشی |
| 75 |
مهنام |
دارای نام زیبا |
| 76 |
مهند |
تکه ای از ماه ، اندکی از ماه،به فتح میم و ه و سکون نون و دال ، نامی خراسانی |
| 77 |
مهیاد |
یاد و خاطره ماه، کسی که زیباییش یاد آور ماه است ، دارای چهره ای زیبا چون ماه |
| 78 |
مهیار |
ماهیار نام زیبای پسرانه |
| 79 |
میر فرهان |
میر بمعنای بزرگ + فرهان که نام شهری نزدیک همدان است. |
| 80 |
میرو |
از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از سرداران رستم هرمزان پادشاه ساسانی |
| 81 |
میرین |
از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاوری رومی و داماد قیصر روم |
| 82 |
میشا |
همیشه بهار، همیشه جوان، گیاهی که همیشه سبز است |
| 83 |
میشان |
نام روستایی در استان کهگیلویه |
| 84 |
میلاد |
صورت دیگری از مهرداد، از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از دلیران ایرانی زمان کیکاووس پادشاه کیانی |
| 85 |
میلان |
نام دو روستا در شهرهای لردگان و تبریز |
| 86 |
میهن یار |
دوست و یار وطن |
mersiiiiiiiiiii iiiiiiiiiiiiiii iiiiiiiiiiiiiii iiiiiiiiiiiiiii iiiiiiiiiiiiiii iiiii