قفل
|
محمدبن سيرين گويد: اگر درخواب بيند كه قفل بگشاد، دليل است كه كارها به وي گشاده گردد و ممكن است كه حج كند. اگر بيند كه قفل را نتوانست گشود، دليل است كارش به تاني برآيد. حضرت امام جعفر صادق فرمايد: ديدن قفل به خواب بر پنج وجه است. اول: ساختن كار. دوم: حجت. سوم: منفعت. چهارم: زن. پنجم: اعتماد كردن به مصلحتي كه به وي پيوندد. منوچهر مطيعي تهراني گويد: در خواب هاي ما قفل نشان اعتماد است. اگر در خواب ببينيد که در خانه اي را قفل مي کنيد که صاحب آن را نمي شناسيد به کسي اعتماد مي کنيد که براي شما شناخته شده و آشنا نيست. اگر در خواب ديديد که در خانه اي را قفل مي کنيد که صاحبش را مي شناسيد به آشنائي که صاحب آن خانه است اعتماد مي کنيد يا به يک نفر در شرايط او. اگر ديديد که جامه داني داريد که آن قدر پر است که قادر نيستيد در آن را قفل کنيد مسائلي است که نمي توانيد به کسي بگوئيد و آدم مورد اعتمادي در اطراف خود نمي يابيد. اگر در خواب ديديد که قفلي را به زحمت باز مي کنيد در کاري با رنج و تلاش زياد توفيق حاصل مي کنيد. اگر ديديد که قفلي داريد که نمي دانيد کليدش را کجا گذاشته ايد خوب نيست چون با مشکلي روبه رو مي شويد. اگر ديديد که در خانه خودتان قفل است و شما کليد نداريد تا آن را بگشائيد به همسرتان به طور درست اعتماد داريد.
1ـ ديدن قفل در خواب ، علامت سردرگمي است . 2ـ اگر خواب ببينيد قفلي با كليد باز مي شود ، علامت آن است كه مي توانيد كسي را بشناسيد كه در صدد آسيب رساندن به شماست . 3ـ اگر خواب ببينيد قفلي با كليد باز نمي شود ، نشانة آن است كه در امور عاطفي مورد ريشخند ديگران قرار خواهيد گرفت . و سفرهاي دريايي پرخطر ، سودي براي شما به دنبال نخواهد داشت . 4ـ اگر خواب ببينيد مردي به گردن و بازوي نامزد خود قفل مي زند ، علامت آن است كه شما به نامزد خود مظنون هستيد ، اما در آينده اي نزديك ترديد شما نسبت به او بر طرف خواهد شد . |
// //



با سلام من امروز خواب دیدم که توی محلمون یه دزد ماشین و وسایل ماشین هست که به خفاش شب معروف شده،و تا به حال یه بار از ماشین ما چیزی برداشته و حدس میزدم امشبم بیاد چون از همسایه های دیگه ی محله هم دزدی کرده بود.من قفل های گاراژمون رو چک کردم دیدم همشو قفل کردم بعد رفتم تو خونه یه کمکه گذشت رفتم دم در گاراژی که سقف نداشت-به اصطلاح روباز بود.بعد دیدم قفل هاش بازه و یک آچار بهش آویزونه خیلی ترسیدم و قفل هارو دوباره بستم محکم و اون آچاررو با خودم آوردم.بعد رفتم تو اتاقم که بالاترین اتاق خونه س.دیدم قفلی هم که به پنجره ی اتاق زدم بازه و یکی دیگه از مون آچارا بهش آویزونه.حدس زدم باید تو اتاقم باشه،در کمدمو باز کردم و حمله کردم به درون کمد و هی مشت می انداختم و داد میزدم کجایی پدر … بعدشم دیگه یادم نیست
من خواب دیدم که یک صندوق هست که قفل دارد و میگویند که هر کس بتواند این قفل را باز کند به عنوان پاداش به او یک خانه میدهند بعد من دیدم که آنجا خیلی شلوغ است و همه یک کلید در دست دارند و من هم یک کلید داشتم و به خود باور داشتم که من میتوانم ان قفل را باز کنم و بعد من بدون اینکه کسی متوجه شود کلید را امتحان کردم ودیدم که قفل باز شد و من سریع قفل را به حالت اولش بازگرداندم و رفتم داخل جمع شرکت کنندگان در مسابقه بعد از آن همه کلیدهایشان را امتحان کردند اما هیچ کس بغیر از یک نفر نتوانست آن قفل را باز کند بعد از آن هم من توانستم و قرار شد جایزه را به دو نفرمان بدهند همان موقع متوجه شدیم که یک نفر دیگر قفل را باز کرده و ما هم سریع به آنجا رفتیم و من ان شخص را به کناری هل دادم ودیدم که داخل جعبه کیسه ای بزرگ پر از سکه است و بلند فزیاد زدم چقدر سکه و یکدفعه پشیمان شدم و کیسه پر از سکه را به آن شخص سوم دادم و به او گفتم این را بگیر و از اینجا برو و او هم رفت
خواب دیدم که من به همراه دو نفر دیگر سوار بر موتوری با سرعت هر چه تمام در جاده ای صاف و هموار و آسفالت شده در حرکتیم البته من نفر سوم سوار بر موتور بودم که ناگهان چیزی شبیه به چوب یا سنگ از بیرون جاده به طرف ما پرت شد و به شدت با ما برخورد کرد و یک آن دیدم که هر سه نفرمان و موتور در بین هوا زمین هستیم نفر دوم به داخل پرتگاه کنار جاده سقوط کرد و من در حالی که در هوا بودم ناگهان با یک دست لبه جاده را گرفتم و با دست دیگر موتور را و نفر اول هم موتور را گرفته بود و من هم با تمام قوا موتور و نفر اول را به بالای پرتگاه و روی جاده کشیدم و آنها را نجات دادم
خوب دیدم که رتیل بسیار بزرگی در ماشین من است و من از ماشین پیاده شدم و دیدم که آن رتیل به طرف یک زن رفت و من آن زن را از خطر آگاه کردم بعد آن رتیل دوباره به طرف یک بچه رفت من هم چیزی برداشتم و به طرف آن رتیل رفتم و او را از آن بچه دور کردم اما یادم نیست که رتیل را کشتم یا نه .
خواب دیدم سوار بر یک ماشین آخرین مدل از کوچه باغی میگذرم ناگهان دیدم شاخه های درختانی سر شار از میوه های رسیده از باغی بیرون زده نمیدانم با خود گفتم عجب تمشک هایی یا عجب شاه توت های رسیده ای خلاصه ایستادم و تا میتوانستم از آن میوه ها چیدم و به داخل ماشینم ریختم و از ترس صاحب باغ سوار شدم و به سرعت دور شدم البته نکته ای هست که باید بگویم و آن اینکه میوه ها اصلا نه شاه توت بودند و نه تمشک بلکه کاملا شبیه خرمالو یا آلوی سرخ بودند.
درخواب دیدم که دوتاقفل دردستم است ودارم با انها به این طرف وان طرف میگردم
من خواب دیدم که باچندین نفر که نمیشناختم کی بودند پشت یک در ایستاده ایم که قفل بود بعد فردی از ان طرف در قفل را باز کرد و تردد ما که قبل از طریق یک راه صعب العبور بود راحتتر شد
همکاری در خواب دیده که با یکی دیگر از همکارای دیگر در اتاقش زندانی شده اند و هر چه قدر همکاران را صدا می کند کسی قفل در را برایش باز نمی کند. تعبیرچیست؟