پنج‌شنبه, جولای 2, 2026

قدرت و قلم

پنداشت او

– قلم

در دستهاي مرتعشش

باري عصاي حضرت موساست .

 

مي گفت:

(( اگر رها كنمش اژدها شود

(( ماران و مورهاي

(( اين ساحران رانده  وامانده را

– فرو بلعد

مي گفت:

(( وز هيبت قلم

(( فرعون اگر به تخت نلرزد

(( ديگر جهان ما به چه ارزد ؟

***

بر كرسي قضا و قدر

قاضي

بنشسته با شكوه خدايان تند خو

تمثيل روزگار قيامت

انگشت اتهام گرفته به سوي او:

(( برخيز!

– از اتهام خود اينك دفاع كن

(( اين آخرين دفاع

(( پيش از دفاع زندگيت را وداع كن !

 

مي گفت :

(( امان دهيد

(( تا آخرين سپيده

(( تا آخرين طلوع زندگيم را

(( نظاره گر شوم

***

پيش از سپيده دم كه فلق در حجاب بود

بر گرد گردنش اثري

از طناب بود

و چشمهاي بسته او غرق آب بود .

***

در پاي چوب دار

هنگام احتضار

از صد گره، گرهي نيز وا نشد

موسي نبود او

در دستهاي او قلمش اژدها نشد

یک پاسخ بگذارید

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید

مقاله قبلی
مقاله بعدی
مقالات مرتبط

آخرین مطالب

نظرات اخیر