جمعه, ژوئن 26, 2026

شکست … منوچهر آتشی

شکست

 سر ، دوار دردهای کهنه یافت 
 سر ، غبار کینه هایسرد 
 اسب بادهارمید 
 سینه ی ستاره ها شکست 
سینه از بخور یأس تیره شد 
 هول با تبر گشود قلعه ی سیاه سر 
 بردگان پیر یادها گریختند 
 قلعه شد تهی ز آفتاب 
قلعه شد تهی ز سرگذشت 
پر شد از سوارگان سایه های منتظر 
 جاده تا حصار سربی افق 
از غبار چاوشان مرده هاپر است 
 قلعه را گرفته لرزه ی هراس 
 از خروش فاتحان مست 
 پای هر ستون نه رقص شعله هاست 
 شانه های پهن مردهای کینه بسته است 

یک پاسخ بگذارید

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید

مقالات مرتبط

آخرین مطالب

نظرات اخیر