1ـ اگر خواب ببينيد پليس شما را به خاطر جرمي كه مرتكب نشده ايد دستگير مي كند ، علامت آن است كه به شكل باور نكردني از رقباي خود پيش مي گيريد .
2ـ اگر خواب ببينيد پليس شما را به خاطر جرمي كه مرتكب شده ايد دستگير مي كند ، علامت آن است كه با حوادثي نامطلوب روبرو خواهيد شد .
3ـ اگر خواب ببينيد پليسي با دادن قول شرف در مقابل قاضي آزاد مي شويد ، علامت آن است كه در كارهاي زندگيتان شاهد تغييرات و نواساناتي خواهيد بود .



با سلام پسرم 5 سالش هست بیدار شد به من میگه پلیس بدون هیچ تخسیری منو دستگیر کرده تعبیرش چیست لطفا در صورت امکان به ایمیل خودم جوابم را بدهید
آقا تعبیر دیگه چی صیغه اب
ی همش چرت و پرن
ت
من پسری ۱۴ ساله هستم خواب دیدم پلیس شده ام و در ماموریتی سخت هستم.
تعبیر آن چیست؟
بگو بخخدا ؟ !!!
سلام،تو خواب دیدم پلیس من رو صدا کرد و بدون هیچ سوالی زد تو گوشم…..همین.تعبیرش چیست؟
من هم هم سن این پسرهستم وهمین خوابودیدم لطفا تعبیرش روبه ایمیلم بفرستیداگرنه میام دستگیرتون میکنم
سلام من ۱۵سالمه خواب دیدم که پلیس دنبالم بود و جرمی مرتکب شده بودم تا خواستم فرار کنم مرا گرفتند تعبیرش چیست؟
سلام دختری ۱۶ ساله هستم
خواب دیدم داخل ی باغی ک شبیه محل خودمون بود پلیسا اومدن و از جلو در منو دستگیر کردن.خواب من قاطی شده نمیدونم چجور براتون بگم توی اون خواب پدرم رو هم دیدم ک توی ی محلی مثل غسالخونه اما زنده و خون آلود بودبه من گفتن از عمل درومده.من رو ب خاطر اینکه قتل کرده بودم گرفتن و پدرم دیگ باهام خرف نمیزدو فقط با گریه نگاهم میکرد تو خواب هم زیاد جیع کشیدم.
توروخدا بگید ….
سلام.من خواب ديدم رفتم داخل يک مجتمع اپارتماني سوار اسانسور شدم اما اسانسور که بالا ميرفت سقف پايين ميومد تا به سرم نزديک ميشد باز بالاتر ميرفت و همينطور تکرار ميشد انگار ميخواستم اون وسط پرس بشم.بعدش به طبقه مورد نظر رسيدم.داخل يک واحدي رفتم.اونجا يه دختري رو تخت استراحت ميکرد بيمار بود.من نه اون اپارتمان نه اون دخترو ميشناختم اما اون منو ميشناخت.همون موقع نگهبان اون اپارتمان اومد و ميگفت شما چه کاره اين خانومي،با هم بحث کرديم.اونم رفت.منم رفتم غذا درست کنم.که مامور پليس اومد و اسلحشو طرف من گرفت و منم از خواب بيدار شدم.لطفان واسم ايميل کنيد.مرسي
لطفاجواب بدید خوبمیدیدم پلیس شدم ودارم دزدی رودستگیرمیکنم
من مرد۴۶ساله هستم درخواب دیدم بیش از۱۰ پلیس واردمنزل پدرم شدند ویکی ازبستگان ما آنجا بود گرفتن وقبل ازاینکه ببرنش بیدارشدم